ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
19
سفرنامه شاردن ( فارسى )
را به وى تحويل نكنيم به جنگ مىپردازد ، ما ديديم حمايت از آن مرد به دردسر و زحمتش نمىارزد ، او را تحويل داديم . به جاست بگويم كه در جزاير ماژرك ( majorques ) ، ليوورن ، مالت ، و ديگر جزاير مشرق درياى مديترانه معمولا و به طور متوسط چهل كشتى دزدان دريايى كه همهء آنان مسيحى مذهبند در كميناند . اين كشتيها غالبا كوچك و فاقد تجهيزات جنگى كافى مىباشند ، اما عاملان آنها گروه مردمان سيه ستاره و تيرهروزى هستند كه فقر آنان را به اين كار زشت و بدفرجام وادار كرده ، چنان به ستيز و آويز و غارتگرى خو كردهاند كه اعمال بد خود را زشت نمىشمرند . شگفت اينكه بيشتر آنها به فرمانها و دستورهاى اخلاقى و انسانى پاپ احترام مىنهند . من هرگز جوابى را كه شواليه تمريكور ( temericourt ) يكى از دزدان دريايى به ماركى پروايلّى ( preuilly ) « 2 » برادر مارشال هومير ( humieres ) كه با كشتى موسوم به ديامان ( diaman ) متعلق به پادشاه فرانسه مسافرت مىكرده داده است ، نمىتوانم از ياد ببرم . ماركى در جزيرهء ميلو ( millo ) با شواليه ديدار كرده از هر درى با او سخن گفت . بزرگانى كه در آن مجلس بودند مدت كوتاهى پس از ملاقات آنها به من گفتند : ماركى ضمن صحبت از تمريكور پرسيد : شواليه ، آيا از اين همه بىناموسى ، آدمكشى ، جنايت و غارتگرى كه نسبت به مردمان بىگناه و شوريده حال روا مىدارى ، از اين همه بىحرمتى به مقدّسات مذهبى ، بيم نمىكنى و به خود نمىلرزى ؟ به سخن ديگر از اين همه آرام سوزى ، پرگزندى ، و وحشتآفرينى شرم نمىدارى ؟ با اين همه كارهاى زشت كه مرتكب مىشوى چگونه اميد دارى كه در بهشت راهيابى ، و با نكوكاران جليس شوى ؟ مگر نمىدانى كه بدكاران تا ابد به آتش دوزخ مىسوزند ؟ شواليه جواب داد : من هيچ يك آنچه را گفتى باور ندارم ، و به روز رستاخيز ، و وجود بهشت و جهنّم اعتقاد ندارم ؛ من پيرو لوترم . چنين است پندارها و باورهاى رهزنان مسلّح دريايى مسيحى . هنگامى كه ما در بندر ميكون منتظر شروع وزش بادهاى مساعد بوديم ، دو
--> ( 2 ) - ماركى پروايلى معاون فرمانده نيروى دريائى پادشاه فرانسه بود كه مأمور شده بود شواليه آرويو ( arveux ) فرستادهء مخصوص شاه را از فرانسه به قسطنطنيه برد .